این وبلاگ هیچ گونه بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد

این وبلاگ هیچ گونه بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد

با سلام، این وبلاگ هیچ گونی بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد .تمام مطالبی که به اشتراک گذاشته میشود ناکارامدی دولت مردان دروغگو این کشورمورد بررسی قرار میدهد.
این وبلاگ هیچ گونه بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد

این وبلاگ هیچ گونه بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد

با سلام، این وبلاگ هیچ گونی بی احترامی و دشمنی با مردم عزیز ایران ،افغانستان ندارد .تمام مطالبی که به اشتراک گذاشته میشود ناکارامدی دولت مردان دروغگو این کشورمورد بررسی قرار میدهد.

بی تفاوتی دولت افغانستان در برابر دخالتهای ایران


ایران برای نخستین بار به گونه رسمی میزبان نماینده‌گان طالبان است .

روسیه و ایران مدتی است که از سوی رسانه های خارجی و داخلی افغانستان، متهم به ارتباط با طالبان تروریست بوده و در مواردی به عنوان دو کشور دو رو و فرصت طلب و غیرقابل اعتماد برای حکومت افغانستان تحلیل و تفسیر می شده اند. با توجه به مواضع رسمی این دو کشور در قبال تروریسم و حضور برخی تروریستانی از آسیای میانه و قفقاز و نوار مرزی های ایران با ایدیولوژی سلفیت و افراطیت در هماهنگی و تعامل با طالبان، داشتن ارتباط این دو کشور با طالبان را غیر واقع بینانه و مبهم می نمایاند.

تا اینکه اخیرا نمایندگان سیاسی و سفرای این دو کشور در گفتگو با رسانه ها به ابهامات و حدس و گمان پایان داده و اعتراف به ارتباط و تماس هایی با طالبان نمودند. نفس همین ارتباط دو کشور مدعی مخالفت با تروریسم، با یک گروه تروریستی که نقش امارت و رهبری ایدیولوژیکی و عملیاتی تروریسم بین المللی را در سطح منطقه و جهان دارد از چند نگاه قابل تامل است:

ء تروریسمی که تحت عنوان افراطیت دینی در سطح منطقه و جهان، فعال است دارای یک تفکر و استراتژی واحد می باشد و تروریسم طالبانی نقش بنیادی امارت و رهبری ایدیولوژیک و عملیاتی اکثریت تروریست ها را با عناوین مختلف در منطقه و جهان دارد. سر دسته های تروریست های القاعده، داعش، التحریر، ازبکستان و آسیای میانه که در عراق و سوریه انسانیت را سر می برند و دنیا را به چالش کشیده و بزرگترین تهدیدی برای آسیای میانه و منافع روسیه و ایران و کل بشریت می باشند. همه و همه پرورش یافته و دست پرورده طالبان در افغانستان می باشند. القاعده به رهبری اسامه و ایمن الظواهری بارها رهبری طالبان را در افغانستان به عنوان امیرالمومنین و پیشوای لازم الاطاعه خود بیان داشته و پیروی از رهبری طالبان را یک تکلیف و فریضه دینی می دانند. برای روسیه و ایران عین حماقت و خطای استراتژیک است که در عراق و سوریه با تروریست ها به نام القاعده و داعش در جنگ باشند و در افغانستان با امیرالمومنین و پیشوا و مفتدای تروریستان در ارتباط و تفاهم.

ء سفیر ایران در کابل محمد رضا بهرامی، هدف از ارتباط با طالبان را «کنترل و اشراف اطلاعاتی بیان داشته و اظهار آمادگی کرده برای پادرمیانی در روند صلح حکومت افغانستان با طالبان و سفیر روسیه، الکساندر مانتیسکی در کابل با رسانه ها دلیل ارتباط خود با طالبان را تامین امنیت نمایندگی های سیاسی و امنیت آسیای میانه و روسیه بیان داشته است. این دلایل از سوی دو دیپلمات برجسته دو کشور قدرتمند منطقه، اوج خطای استراتژیک این دو کشور را در قبال تروریسم نشان می دهد. مگر همین رهبران ایران و روسیه، بارها و بارها مدعی نبوده اند که خالق و آفریدگار واقعی تروریستان طالبانی و القاعده، آمریکا و ارتجاع منطقه و پاکستان می باشند. طبق این ادعا تروریستان چقدر به خالق و تمویل کنندگان خود مثل آمریکا، ارتجاع منطقه و پاکستان وفادار مانده اند تا با شما (روسیه و ایران) که در صف مقدم جنگ در سوریه و عراق با تروریسم قرار دارید وفادار بمانند و تهدیدی برای امنیت و منافع شما نباشند؟

ء روسیه و ایران به هردلیلی که ارتباطی با طالبان را به نفع خود می دانند، بهتر است از تجربیات بیش از دو دهه موجودیت خونبار تروریسم طالبانی در افغانستان و حمایت و تعامل این گروه با سایر تروریستان در راه اندازی انتحار و انفجار در منطقه و جهان، بخوبی درک کرده و با این گروه تروریستی قطع رابطه نماید و مطمئن باشند که تروریسم پدر و مادر نمی شناسند. همانگونه که تروریستها به باداران غربی و ارتجاعی خود، خیانت کردند، به هیچ وجه تنها به ارتباط خود با ایران و روسیه پایبند و وفادار نخواهند ماند.(امروز کنفرانس وحدت اسلامی در تهران به مدت دو روز آغاز بکار کرد.
در این کنفرانس نماینده هایی از برخی کشورهای اسلامی شرکت دارند.
امسال ایران در این کنفرانس از نماینده های طالبان نیز دعوت بعمل آورده که ۵ تن از طالبان روز گذشته وارد تهران شدند.)

روسیه و ایران مدتی است که از سوی رسانه های خارجی و داخلی افغانستان، متهم به ارتباط با طالبان تروریست بوده و در مواردی به عنوان دو کشور دو رو و فرصت طلب و غیرقابل اعتماد برای حکومت افغانستان تحلیل و تفسیر می شده اند. با توجه به مواضع رسمی این دو کشور در قبال تروریسم و حضور برخی تروریستانی از آسیای میانه و قفقاز و نوار مرزی های ایران با ایدیولوژی سلفیت و افراطیت در هماهنگی و تعامل با طالبان، داشتن ارتباط این دو کشور با طالبان را غیر واقع بینانه و مبهم می نمایاند.

تا اینکه اخیرا نمایندگان سیاسی و سفرای این دو کشور در گفتگو با رسانه ها به ابهامات و حدس و گمان پایان داده و اعتراف به ارتباط و تماس هایی با طالبان نمودند. نفس همین ارتباط دو کشور مدعی مخالفت با تروریسم، با یک گروه تروریستی که نقش امارت و رهبری ایدیولوژیکی و عملیاتی تروریسم بین المللی را در سطح منطقه و جهان دارد از چند نگاه قابل تامل است:

ء تروریسمی که تحت عنوان افراطیت دینی در سطح منطقه و جهان، فعال است دارای یک تفکر و استراتژی واحد می باشد و تروریسم طالبانی نقش بنیادی امارت و رهبری ایدیولوژیک و عملیاتی اکثریت تروریست ها را با عناوین مختلف در منطقه و جهان دارد. سر دسته های تروریست های القاعده، داعش، التحریر، ازبکستان و آسیای میانه که در عراق و سوریه انسانیت را سر می برند و دنیا را به چالش کشیده و بزرگترین تهدیدی برای آسیای میانه و منافع روسیه و ایران و کل بشریت می باشند. همه و همه پرورش یافته و دست پرورده طالبان در افغانستان می باشند. القاعده به رهبری اسامه و ایمن الظواهری بارها رهبری طالبان را در افغانستان به عنوان امیرالمومنین و پیشوای لازم الاطاعه خود بیان داشته و پیروی از رهبری طالبان را یک تکلیف و فریضه دینی می دانند. برای روسیه و ایران عین حماقت و خطای استراتژیک است که در عراق و سوریه با تروریست ها به نام القاعده و داعش در جنگ باشند و در افغانستان با امیرالمومنین و پیشوا و مفتدای تروریستان در ارتباط و تفاهم.

ء سفیر ایران در کابل محمد رضا بهرامی، هدف از ارتباط با طالبان را «کنترل و اشراف اطلاعاتی بیان داشته و اظهار آمادگی کرده برای پادرمیانی در روند صلح حکومت افغانستان با طالبان و سفیر روسیه، الکساندر مانتیسکی در کابل با رسانه ها دلیل ارتباط خود با طالبان را تامین امنیت نمایندگی های سیاسی و امنیت آسیای میانه و روسیه بیان داشته است. این دلایل از سوی دو دیپلمات برجسته دو کشور قدرتمند منطقه، اوج خطای استراتژیک این دو کشور را در قبال تروریسم نشان می دهد. مگر همین رهبران ایران و روسیه، بارها و بارها مدعی نبوده اند که خالق و آفریدگار واقعی تروریستان طالبانی و القاعده، آمریکا و ارتجاع منطقه و پاکستان می باشند. طبق این ادعا تروریستان چقدر به خالق و تمویل کنندگان خود مثل آمریکا، ارتجاع منطقه و پاکستان وفادار مانده اند تا با شما (روسیه و ایران) که در صف مقدم جنگ در سوریه و عراق با تروریسم قرار دارید وفادار بمانند و تهدیدی برای امنیت و منافع شما نباشند؟

ء روسیه و ایران به هردلیلی که ارتباطی با طالبان را به نفع خود می دانند، بهتر است از تجربیات بیش از دو دهه موجودیت خونبار تروریسم طالبانی در افغانستان و حمایت و تعامل این گروه با سایر تروریستان در راه اندازی انتحار و انفجار در منطقه و جهان، بخوبی درک کرده و با این گروه تروریستی قطع رابطه نماید و مطمئن باشند که تروریسم پدر و مادر نمی شناسند. همانگونه که تروریستها به باداران غربی و ارتجاعی خود، خیانت کردند، به هیچ وجه تنها به ارتباط خود با ایران و روسیه پایبند و وفادار نخواهند ماند.

جنایات ایران در سوریه

چرا ایران از بشار اسد حمایت میکند؟
 یک کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: «اینکه گفته می شود حمایت ایران از سوریه یک حمایت مذهبی است کاملا اشتباه است. حمایت ایران از سوریه یک حمایت سیاسی است و مبتنی بر بحث هم پیمانی سوریه با جبهه مقاومت می باشد.»

 «اینکه نظام بشار اسد یک نظام دیکتاتور است شکی نیست و خود نظام هم این مسئله را قبول کرده که یک نظام تک حزبی بوده و قدرت در انحصار حزب بعث بوده است.»

وی ادامه داد: «نظام سوریه پذیرفته که باید این وضعیت اصلاح شود؛ چنانکه بخشی از قوانین و مقررات قانون اساسی تغییر پیدا کرده و شاید اصلاحات دیگری هم مورد نیاز است.»

این کارشناس مسائل خاورمیانه اظهار کرد: «اما اکنون در سوریه انتخاب میان دو گزینه است. گزینه اول وجود نظامی است که با همه معایبی که ذکر شد حامی مقاومت است و گزینه دوم کسانی هستند که دست آنها در دست اسرائیل است و نوکر نوکر غرب (عربستان، قطر) هستند که همان سلفی های تکفیری می باشند که به هیچ مسلمانی رحم نمی کنند.»

وی ادامه داد: «ما شاهد جنایات اینها هستیم که از جمله نبش قبر حجر بن عدی یکی از صحابه پیامبر اکرم (ص) می باشد. لذا این مسائل نشان می دهد که میان بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد؛ هرچند این انتخاب بد به معنای پذیرش کامل رفتار آن نیست.»

رویوران گفت: «حمایت ایران از بشار اسد را می توان از چند زاویه مورد تحلیل قرار داد. یکی از این موارد بحث منافع ملی ایران است که قطعا هر نظامی جایگزین نظام اسد شود دشمن ایران خواهد بود.»

وی ادامه داد: «نظامی که به جای نظام فعلی در سوریه روی کار بیاید به دلیل نوع تضادی که با رژیم قبلی داشته بر اساس انباشت کینه های مذهبی مسائل شیعه و سنی را دنبال خواهد کرد و تضاد با شیعه را پی خواهد گرفت.»

وی افزود: «اینکه اکنون برخی گروههای مخالف در سوریه نام خود را گردان یزید بن معاویه گذاشته اند به خوبی نشان می دهد نوع جهت گیری ها دینی نیست؛ بلکه جهت گیری ها کاملا انتقام جویانه است؛ وگرنه نبش قبر در همه مذاهب اسلامی حرام است و اینها نباید این عمل را انجام می دادند.»

وی خاطرنشان کرد: «لذا اینکه اینها مرتکب چنین عملی می شوند به این دلیل است که اساسا به مذهب پایبند نیستند و این اقدامات را بر اساس نوعی کینه سیاسی انجام می دهند.»

وی افزود: «بسیاری از اقدامات اینها مغایر با مذهب است و تاکنون در سوریه بیش از 2000 نفر از شیعیان اثنی عشری را سر بریدند و این عمل تنها بر اساس کینه سیاسی می تواند اتفاق بیفتد.»

رویوران اظهار کرد: «اکنون یک اشتباه جدی و مهم وجود دارد و آن اشتباه این است که گفته می شود نظام سوریه شیعی است، در حالی که اینطور نیست و نظام سوریه نه تنها شیعی نیست بلکه علوی هم نیست و اگرچه ممکن است بشار اسد علوی باشد اما نظام سوریه یک نظام سکولار بعثی است و لذا بر اساس یک مقدمات و مفروضات اشتباه این جنایات در سوریه صورت می گیرد.»

وی ادامه داد: «اینکه گفته می شود حمایت ایران از سوریه یک حمایت مذهبی است کاملا اشتباه است. حمایت ایران از سوریه یک حمایت سیاسی است و مبتنی بر بحث هم پیمانی سوریه با جبهه مقاومت می باشد.»

وی افزود: «لذا مفروضاتی که اکنون مطرح می شود همه اشتباه است و بر اساس این مفروضات اشتباه نتایجی هم گرفته می شود.»

وی تاکید کرد: «به هر حال منافع ملی ایران اکنون ایجاب می کند از نظام اسد حمایت کند.»

این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: «در ابعاد دینی باید گفت نظام اسد در جهان اسلام وحدت طلب است و مخالفین وی واگرا می باشند و این واگرایی با بسیاری از مفاهیم و اهداف انقلاب ما که مبتنی بر وحدت است در تعارض قرار دارد.»

وی ادامه داد: «در بحث هم پیمانی ها و جایگاه ایران در نظام منطقه ای نیز باید گفت سقوط نظام بشار اسد تا حدودی به جایگاه منطقه ای ما ضربه می زند و در نهایت این مسئله به  ضرر ما تمام می شود و به منافع ملی آسیب وارد می شود.»

وی تصریح کرد: «بنابراین همه این مسائل ایجاب می کند ما در قبال نظام بشار اسد چنین موضع سیاسی را اتخاذ کنیم.»

رویوران در پاسخ به این سوال که با توجه به حمایت آشکار و علنی ایران از سوریه، در صورت سقوط نظام اسد آیا منافع ملی ایران آسیب نخواهد دید و آیا ایران نمی توانست سیاست مدارانه تر عمل کند؟، گفت: «پیش بینی غرب این بود که با شروع بحران در سوریه رژیم اسد دو ماه بیشتر دوام نخواهد آورد.»

وی ادامه داد: «بعدا این دو ماه به سه ماه تبدیل شد و همینطور تاکنون این پیش بینی خود را بارها تغییر دادند و این مسئله نشان می دهد پیش بینی های غرب درباره پایگاه اجتماعی اسد دچار اشتباهات فاحشی است و اسد از یک پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار است که اگر اینطور نبود تاکنون سقوط کرده بود.»

وی خاطرنشان کرد: «هیچ نظام سیاسی در دنیا در مقابل اراده مردم توان بقا ندارد؛ مگر اینکه از پایگاه اجتماعی گسترده برخوردار باشد.»

رویوران گفت: «پیروزهای اخیر ارتش سوریه نشان می دهد که اکنون شرایط به نفع نظام سوریه در حال تغییر است. درگیری مخالفین با هم در نتیجه شکست های متوالی و نیز درگیری میان انها و ارتش ترکیه نشان می دهد که جبهه معارضین یک جبهه پراکنده است و به مشکل برخورده و اکنون عمده پیش بینی ها حاکی از پیروزی دولت سوریه دارد.»

وی ادامه داد: «در حال حاضر هیچ کس این پیش بینی را ندارد که نظام سوریه ممکن است سقوط کند. بسیاری از غربی های نیز اکنون در حال رسیدن به این جمع بندی هستند که بحث سقوط دیگر مطرح نیست و راه حل بحران باید سیاسی باشد که این جمع بندی به شرایط میدانی بحران برمی گردد که به نفع نظام سوریه تغییر پیدا کرده است. »

رویوران در پاسخ به این سوال که آیا حمایت ایران از سوریه باعث شکل گیری یک ائتلاف از کشورهایی همچون ترکیه، عربستان، اردن و قطر علیه ایران نشد و این مسئله به زیان منافع ملی ایران نیست؟، گفت: «قطعا موضع ایران در قبال سوریه هزینه بالایی داشته است و در این مسئله هیچ شکی وجود ندارد.»

وی ادامه داد: «اما آیا این هزینه ای که ایران پرداخته اجتناب پذیر بوده است؟ من گمان نمی کنم اجتناب پذیر بوده باشد. این تصور که ائتلاف شکل گرفته در منطقه علیه ایران نتیجه موضع ایران در قبال سوریه است اشتباه است و به نظر من از بحث موضع ایران در قبال سوریه تنها به عنوان یک محمل استفاده می شود.»

وی افزود: «چه زمان عربستان در جبهه ایران بوده که اکنون نیست؟ ترکیه که عضو ناتو است مگر می تواند بخشی از سیاست های هم پیمانی با ایران باشد؟ و اگرچه قطر رفت و آمدهایی با ایران داشته اما بزرگترین پایگاههای آمریکا در این کشور قرار دارد.»

وی خاطرنشان کرد: «لذا من تصور می کنم ائتلاف شکل گرفته علیه ایران به مجموعه ای از شرایط جدید سیاسی برمی گردد که مهم ترین آن بحث بیداری اسلامی در منطقه است که منافع آمریکا را تهدید کرده است.»

وی ادامه داد: «آمریکا به دنبال تغییر تضاد این کشورها با غرب به تضادهای داخلی است که در این تضادهای داخلی بحث شیعه و سنی مطرح شده است. این کشورها در فرایند واگرایی مذهبی در حال ایفای نقش خود هستند؛ چنانکه از گذشته نقش پذیر بودند و در چارچوب سیاست های آمریکا عمل می کردند و اکنون نیز به صورت آشکارتری سیاست های آمریکا را دنبال می کنند.»

وی در پایان تاکید کرد: «لذا شرایط فعلی موجود نتیجه طبیعی شرایط قبلی است و محمل های خبری و حوادث فعلی تنها مقداری این اتحاد و ائتلاف علیه ایران را راحت تر و آشکارتر کرده است.»